محمد تقي جعفري

276

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اين كه مقدارى از آن آب را به دهان خود ببريم و طعم آن را بشناسيم . ممكن است براى درك اين كه آفتاب طلوع كرده است يا نه ، فقط به كنار زدن پرده اى نيازمند باشيم . در صورتى كه براى شناخت اين كه آيا الكترون موج است يا جرم صدها مشاهدات و تجربه‌ها و دگرگون كردن موقعيتهاى بررسى و آزمايش با وسيله - هاى گوناگون مورد نياز بوده باشد . شرايط اصلى شناخت با در نظر گرفتن سه حقيقت تعيين مىگردد : 1 - موضوعى كه براى شناخت مطرح شده است . 2 - چگونگى شناختى كه مطلوب ما است . 3 - چگونگى موقعيتى كه ذهن در هنگام شناخت يا براى حصول آن ، دارا مىباشد . 1 - شرايط شناخت بانظر به موضوعى كه براى شناخت مطرح گشته است مسلم است كه هر موضوعى كه براى شناخت مطرح مىگردد . با هر وسيله اى به دست نمىآيد ، مثلا اشكال و رنگها و ديگر نمودهاى فيزيكى ديدنى از راه گوش به ذهن ما منتقل نمىشوند . بلكه يا از راه چشم طبيعى و يا بوسيلهء آلات و دستگاههائى منتقل ميشوند كه ديدن ما را تقويت مىنمايند ، مانند ميكرسكپ و تلسكپ و غيره ، و آنچه كه بوسيلهء گوش يا ديگر دستگاههاى حساس براى منتقل ساختن امواج صوتى به ذهن ، قابل درك مىشود ، بوسيلهء چشم يا ذائقه يا لامسه يا بويائى قابل شناخت نخواهد بود . بعيد به نظر مىرسد يك انسان آگاهى پيدا شود كه احتمال بدهد كه هرگونه پديده‌هاى جهان عينى از هر كانالى مىتواند عبور نموده براى شناخت در ذهن منعكس گردد . گمان نمىرود عاقلى پيدا شود كه بگويد : لذتى را كه شخصى از عاطفهء پدرى يا مادرى مىبرد ، حتماً بايستى از راه چشم يا بينى براى من قابل درك بوده باشد و اين عدالت و آزادى روانى را كه قطعاً در درون گروهى از انسانها وجود دارد . من بايد با بينى